Sepahan Cement Official Web Site
انگلیسی / English
آرشیو سایت
رنگ بندی سایت
 
 
فرهنگي
بزرگ نمایی
  

علمي ورزشي پزشكي  هنري  فرهنگي 


مغزت را شارژ کن

با صرف‌ نظر از سن، جنسیت و ... اگر بخواهیم زندگی موفق‌تری داشته باشیم، باید از این گاو صندوق خاکستری استفاده بهتری کنیم. این توصیه‌های 20 گانه کمک ‌مان می کند قدر این گاو صندوق را بیشتر بدانیم.
مغز آدمیزاد فقط چند صد گرم است. اما با همین چند صد گرم، کلیدهای بسیاری از رازهای زندگی گشوده شده است و می‌شود؛ معماهایی که حتی تصور حل‌شدن‌شان سخت است. این جسم خاکستری می‌تواند بزر‌گ‌ترین موفقیت‌ها و توانایی‌ها را برای رویایی با سختی‌ها در ما ایجاد کند. با این حال، خیلی از ما به این قدرت واقف نیستیم و از این پتانسیل فوق‌العاده استفاده مطلوبی نمی‌کنیم.
با این همه و صرف‌نظر از سن، جنسیت، مذهب و اعتقادتان، اگر بخواهیم زندگی موفق‌تری داشته باشیم، باید از این گاو صندوق خاکستری استفاده بهتری کنیم. این توصیه‌های 20 گانه قرار است کمک ‌مان کند قدر این گاوصندوق را بیش از پیش بدانیم.

1.نفس عمیق بکشید
هوای بیشتر یعنی اکسیژن بیشتر در خون و اکسیژن بیشتر در خون یعنی به کار افتادن موتور مغز. هوا به اندازه کافی در اطراف همه ما وجود دارد، کافی است بینی خود را باز کنید و شش‌های‌تان را پر از هوا کنید. چند نفس عمیق می‌تواند علاوه بر روشن کردن موتور مغز به شما آرامش ببخشد و کمک کند در فضای مناسب‌تری فکر کنید.


2.تمرکز را یاد بگیرید
فکر نکنید قرار است کار خیلی سختی انجام بدهید. کافی است همین الان چشم‌های‌تان را ببندید و تمام حواس‌تان را بدهید به تنفس‌تان. عضله‌های‌تان را در حالت انقباض قرار دهید و بعدش کم‌کم با بیرون دادن هوا، این عضله‌ها را از همدیگر باز کنید. وقتی ذهن شما بین مسایل مختلف سرگردان است، نمی‌تواند درست کار کند؛ در حالی که 5 یا 10 دقیقه تمرکز می‌تواند شما را آرام کند و ذهن شما را از گرد و غبارهای سرگردان پاک کند و شما را آماده کند برای تفکر کردن درست.

3.درست بنشینید و دل‌تان را بدهید به محاسبات ذهنی
این عمل را با چند بار در روز انجام دادن برای خودتان تبدیل به عادت کنید. وقتی که توی اتوبوس، محل کار و در صف انتظار بی‌کار هستید، شروع کنید به جمع، تفریق، ضرب و تقسیم اعداد. اگر جذر بلدید، جذر بگیرید یا روزی یک اتحاد ریاضی را برای خودتان دوره کنید. شاید بگویید من از ریاضی در زمان مدرسه هم متنفر بودم، حالا چه ‌طور این کار را بکنم؟ نمی‌دانم چه‌طور اما با این کار ذهن‌تان را ورزش می‌دهید و آماده تجزیه و تحلیل مسایل می‌کنید.
تا حالا شده احساس کنید ذهن‌تان قفل کرده و تبدیل به یک تکه سنگ شده که همه دارایی‌تان ( منظور دارایی ذهنی است ) را درون خودش ضبط کرده... خب! اگر زیاد دچار این حالت می‌شوید، خاطرات کودکی را کنار بگذارید و با درس ریاضی صلح کنید. می‌توانید از عملیات‌ ساده شروع کنید و بعد از مدتی از تاثیر این کار بر قوای فکری‌تان متحیر شوید!

4.فسفر و ویتامین B6 را به خاطر بسپارید
در تحقیقات آزمایشگاهی ثابت شده است که برای بالا بردن میزان هوشیاری، ویتامین B6 و فسفر نقش مهمی دارند. آنها ارتباط بین سلولی را فعال می‌کنند. بر میزان رشد سلول‌ها اثر می‌گذارند و سلول‌ها را برای فعالیت آماده می‌کنند. به زبان دیگر این دو می‌توانند به قدرت ذهن شما کمک کنند، در حالی که عوارض جانبی این دو تا به امروز ثابت نشده است.

5.به حل مساله عادت کنید
همه ما در زندگی‌‌مان مشکل داریم. این جمله به خودی خود خیلی زیبا و آرامش‌دهنده است اما خیلی هم احمقانه است، چرا که زندگی کردن با مشکلات مثل راه رفتن در یک ساحل سنگی با پای برهنه می‌ماند. وقتی مشکلی هست، یعنی باید راه‌حلی هم باشد و راه حل از ذهن شما زاییده می‌شود؛ ذهنی که قدرت حل کردن مسایل را دارد اما ما با تنبلی و فلسفه‌های پوچ و بیهوده ساختن -چیزی شبیه جمله بالا- از آن می‌گذریم. اگر می‌‌خواهید زندگی بهتری داشته باشید، روی حل مشکلات تمرکز کنید؛ نه زندگی با مشکلات.

6.اوقات مرده‌تان را احیا کنید
شاید بگویید این موضوع چه ربطی دارد به پرورش قوای ذهنی؟! خب، تصور کنید در یک اتاق انتظار هستید یا در حال جمع و جور کردن وسایل اتاق. آیا ذهن شما خاموش است؟ یعنی فقط به باز شدن در اتاق فردی می‌اندیشید که منتظرش هستید و یا تنها در ذهن‌تان لباس‌های‌تان را نظم و ترتیب می‌دهید؟ بدون شک این طور نیست. شما در حال فکر کردن هستید و متاسفانه خیلی وقت‌ها در حال مرور حرف‌های دیگران؛ و این یعنی اتلاف وقت! در حالی که با گوش کردن به یک نوار زبان یا یک کتاب صوتی می‌توانستید مغزتان را در جهت مثبت حرکت بدهید. شما در هر سال، حداقل 200 ساعت را در ماشین می‌گذرانید. فکر نمی‌کنید در این 200 ساعت می‌توانید حداقل چند آلبوم موسیقی، کتاب صوتی و... گوش کنید؟

7.زبان یاد بگیرید
تحقیق‌های مختلف نشان داده است که یادگیری یک زبان جدید می‌تواند عمر فعالیت ذهنی‌ را بالا ببرد؛ می‌تواند دریچه نگاه را عوض کند و این می‌تواند یک تمرین عالی برای ذهن به خواب رفته خیلی از ما باشد.


8.رز ماری استشمام کنید
استشمام بوی گیاه رزماری می‌تواند باعث تمرکز شود و این چیزی است که تجربه بسیاری از افراد به علاوه تحقیقات بر آن صحه گذاشته است. امتحان کنید! رزماری در قفسه ادویه آشپزخانه خیلی از خانه‌ها پیدا می‌شود.

9.آگاهی را تمرین کنید
کلمه و حالت مقابل تمرکز کردن، گیج زدن است. شما وقتی تمرکزتان را از دست می‌دهید گاهی قادر به انجام دادن کارهای خیلی عادی خود هم نیستید؛ مثلا یک روز برای پارک ماشین‌تان دچار مشکل می‌‌شوید و هر کاری می‌کنید نمی‌توانید یک پارک ساده را انجام بدهید. چرا؟ چون ذهن شما مغشوش است و نمی‌تواند تجزیه و تحلیل‌های درست داشته باشد.
باید یاد بگیرید چگونه ذهن شلوغ‌تان را که مدام به هر طرف سرکی می‌کشد، متوقف کنید. موضوعی را که باعث این به هم ریختگی شده است را پیدا کنید.
گاهی دلیل این اغتشاش ذهنی شما خیلی پیش پا افتاده است. شما در ذهن‌تان به دنبال یک شماره تلفن می‌گردید یا ذهن‌تان مشغول این قضیه شده که چک شما پاس شده یا نه؟ یا حقوق‌تان واریز شده؟ همین اغتشاش‌های کوچک گاه باعث مصیبت‌های بزرگ می‌شود چون جلوی دید درست مغزتان، یعنی همان گاوصندوق خاکستری ارزشمندتان، را می‌گیرد و آن را تیره و تار می‌کند.

10.نوشتن را جدی بگیرید
نوشتن به دلایل بسیاری برای فعالیت ذهنی شما مفید است. با نوشتن می‌توانید به ذهن‌تان بگویید چه چیزی مهم است، چه کاری را باید انجام بدهید، چه کاری را می‌توانید به آینده واگذار کنید و گاهی احساس واقعی‌تان را بروز بدهید. داشتن یک دفترچه کارهای روزانه خیلی مهم است. فرقی هم نمی‌کند شما اهل نوشتن حساب و کتاب ریاضی در آن باشید، شعر بنویسید، برنامه فردای‌تان را یادداشت کنید، داستانی را بنویسید یا نقل‌قولی را. نوشتن در هر شاخه‌ای که باشد می‌تواند ذهن شما را رشد دهد.

11.موتزارت گوش کنید
نتیجه تحقیقی در دانشگاه کالیفرنیا نشان داده است بچه‌هایی که در حال آموزش پیانو هستند و یا به هر حال، ساز دیگری دارند؛ در حل معما بهتر از بچه‌های دیگری هستند که کلا با موسیقی رابطه‌ای ندارند و هنگامی که تستی از آنها گرفته شده، بچه‌های گروه موسیقی درصد هوشی‌شان 80 درصد بالاتر از بچه‌های دیگری بود که به کل با موسیقی رابطه‌ای نداشتند.
در یک تحقیق و بررسی دیگر هم به 36 دانش‌آموز در سه مرحله تست‌های روان داده شد و قبل از اولین تست یکی از سونات موتزارت پخش شد. قبل از تست دوم یک موسیقی آرام و قبل از تست سوم هیچ موسیقی پخش نشد. نتیجه جالب بود. میانگین نمرات افراد در اولین تست: 119، دومین: 111 و سومین: 110 بود، یعنی گوش دادن به موسیقی موتزارت چیزی حدود 9 نمره روی بچه‌ها تاثیر گذاشته بود.

12.حس ششم‌تان را تقویت کنید
داشتن حس ششم یکی از مهم‌ترین قدرت‌های ذهنی است. آدم‌های بزرگ بسیاری دلیل موفقیت‌شان را در اعتماد کردن به این احساس می‌دانستند. افرادی مثل اینشتین که به این قدرت خود باور داشته‌اند. ساده از کنار این حس نگذرید. اگر فکر می‌کنید ذهن‌تان در حال گوشزد کردن مطلبی به شماست، آن را جدی بگیرید.


13.موذی‌های آلرژی‌زا را بشناسید
اطراف‌تان را به دقت زیر نظر داشته باشید و مواد غذایی‌ای را که برای شما مشکل ایجاد می‌کنند، بشناسید. بیماری‌های گوارشی می‌تواند تاثیر زیادی روی فعالیت مغزی شما داشته باشد و خلل در فعالیت مغز؛ یعنی آدمی که مدام گیج می‌زند و به در و دیوار می‌خورد و نمی‌تواند درست عمل کند.

14.قدرت خواب را دست‌کم نگیرید
مدت زمانی که باید در طول شبانه‌روز بخوابید به طور متوسط 7 ساعت است اما آنچه مهم‌تر از کمیت زمان خواب است، کیفیت خواب است. گاهی 10 ساعت خوابیده‌اید اما خسته و کسل هستید و گاهی تنها 3 ساعت خوابیده‌اید اما نه احساس خواب‌آلودگی دارید، ‌نه خستگی! اگر خواب راحتی ندارید، حتما به دنبال حل مشکل باشید چون خواب بد مساوی است با گریپاژ کردن موتور مغز.
نکته مهم دیگری هم که بسیاری از محققان به اهمیت آن اشاره می‌کنند، خواب کوتاه عصرگاهی است! یک چرت سبک می‌تواند مغز شما را برای ادامه روز شارژ کند. بهتر است کمی دور از چشم همکارها گاهی سرتان را روی میز بگذارید و...

15.تاثیر کافئین را روی خودتان آزمایش کنید
درباره کافئین و تاثیرات آن روی قدرت ذهن هم بررسی‌های زیادی انجام گرفته است. این بررسی‌ها دو گروه را کاملا از هم متمایز کرده‌اند؛ گروهی که کافئین باعث هوشیاری بیشترشان می‌شود و گروهی که کافئین، آنها را دچار کرختی و سردرد می‌کند.
شما با توجه به خصوصیات خودتان می‌توانید کافئین را مورد استفاده قرار بدهید اما بسیاری از تحقیق‌ها در این نقطه با هم موافق هستند که کافئین در زمان کوتاه مثبت‌ و در بلندمدت روی فعالیت ذهنی بی‌اثر است.

16.از مصرف قندها بکاهید
کربوهیدرات‌ها می‌توانند در فعالیت ذهنی شما اختلال ایجاد کنند تا جایی که به شکر صفت افسرده‌کننده داده‌اند؛ به طور مثال بررسی‌ها درباره انسولین نشان داده وقتی انسولین وارد رگ می‌شود، موجب انقباض ر‌گ‌ها و عدم خون‌رسانی درست می‌شود. این موارد را هم به شکر و اثرات منفی‌اش اضافه کنید: پاستا، نان سفید، چیپس‌های سیب‌زمینی!


17.تندخوانی را یاد بگیرید
برخلاف خیلی از باورها، بیشتر ذخیره‌های ذهنی ما همان‌هایی هستند که در زمان کوتاه‌تری خوانده شده‌اند. تلاش کردن برای کوتاه کردن زمان یادگیری - به نوعی تندخوانی و تندفهمی- سرعت ذهن را بالا می‌برد.


18.ورزش کنید
بررسی‌ها نشان داده است که بعد از 10 دقیقه ورزش ایروبیک فعالیت ذهنی سرعت بیشتری می‌گیرد. اگر احساس می‌کنید ذهن‌تان خسته شده از جای‌تان بلند شوید و تنها 10 دقیقه پیاده‌روی کنید و یا حداقل درجا بزنید.

19.با دوست‌خیالی‌تان حرف بزنید
حتما با خواندن دو کلمه " دوست‌خیالی " خنده‌ای به لب‌تان آمده چون یاد کودکی و دوست‌های خیالی‌تان افتاده‌اید.
بعد از مرور این خاطره جالب است بدانید صحبت کردن و راه‌حل گرفتن از دوست خیالی می‌تواند راه خوبی باشد برای انتقال اطلاعات از ذهن ناخودآگاه به خودآگاه. برای رسیدن به این حالت - اگر این عادت را سال‌ها است ترک کرده‌اید- خودتان را در حالت مکالمه با فردی قرار دهید که بسیار باهوش و فهمیده است.
از او سوال بپرسید و خوب به راه‌حل‌هایش گوش کنید! تعجب نکنید؛ مغز شما در حال جواب دادن به شما است!

20.نکته‌برداری کنید
وقتی در حال یادگیری هستید،‌ یادداشت‌برداری کنید و بعد از تمام شدن برنامه در مقابل جمله‌هایی که نوشته‌اید یک " چرا؟ " بگذارید و سعی کنید به آنها جواب بدهید؛ آنها را رد کنید یا برای قبول کردن‌شان دلیل بیاورید. با این کار در درجه اول باعث ثابت شدن مطلب در ذهن‌تان و در درجه دوم باعث بالا رفتن قدرت تحلیل خودتان می‌شوید

کشف چگونگی تدوین فرهنگ لغات در مغز انسان 
 
 نورولوژیستهای آمریکایی مکانیزمی را کشف کردند که با کمک آن مغز نامهای مشترک را در مدخلهای جداگانه فرهنگ لغات خود قرار می دهد. 
 به گزارش خبرگزاری مهر، محققان دانشگاه کارنگی ملون با ترکیب تکنیکهای تصویرنمایی مغز و آلگوریتمهای یادگیری ویژه رایانه، این مکانیزم را کشف کردند. 
 این محققان در این خصوص اظهار داشتند: «ما کشف کردیم که فرهنگ لغات مغز چگونه تدوین می شود. در حقیقت مغز بر اساس حروف الفبا و یا ابعاد و رنگ اشیا آنها را دسته بندی نمی کند، بلکه سه ویژگی پایه وجود دارد که مغز با کمک آنها برای شرح و طبقه بندی نامهای مشترک استفاده می کند.»
 این سه کد بنیادی بر اساس سه روش انتخاب می شوند. اول براساس روشی که انسان با استفاده از آن روش با آن شیء واکنش نشان می دهد. برای مثال می تواند آن را در دست نگه دارد. دوم اینکه براساس روشی که با آن با عملکردها ارتباط برقرار می کند، مثل محافظت کردن و یا دفاع کردن و سوم براساس روشی که با آن عمل خوردن انجام می شود، مثل گاز گرفتن، چشیدن، بلعیدن.
 در حقیقت مغز بر اساس حروف الفبا و یا ابعاد و رنگ اشیا آنها را دسته بندی نمی کند، بلکه سه ویژگی پایه وجود دارد که مغز با کمک آنها برای شرح و طبقه بندی نامهای مشترک استفاده می کند.»  بر اساس این کشف دانشمندان، هر یک از این سه فاکتور رمزگذاری شده در سه تا پنج فضای مغزی از طریق یک الگوریتم رایانه ای شناسایی و شباهتهای آنها در فعالیتهای مغزی یک گروه از داوطلبان جستجو شد. از این افراد خواسته شد که 60 نام را با اشیای فیزیکی مرتبط با آنها نشان دهند. برای مثال، واژه خانه به شدت تمام پنج فضای رمزگذاری مغزی را فعال می کند، درحالی که واژه "چکش" تنها کد مربوط به تعامل فیزیکی را در کورتکس حرکتی فعال می کند. براساس گزارش ساینس دیلی، این نتایج نشان می دهد که معانی نامها در تمام شرکت کنندگان به یک روش رمزگذاری می شوند. این نشان می دهد که وقتی دو نفر به واژه چکش و یا خانه فکر می کنند، الگوهای فعالیت مغزی آنها مشابه یکدیگر است.  در این تحقیق، داوطلبان با تصاویر اشیا به طور غیر مستقیم و با واژگانی که با آنها این اشیا طراحی می شوند به طور مستقیم تحریک شدند و سپس الگوهای فعالیت مغزی آنها بررسی شد


كاربرد رنگ ها در شیرین تر شدن زندگی امروز چیست؟

زرد: تداعی‌کننده اشعه خورشید، نشانه قیمتی‌بودن‌، پرروحیه و بانشاط. در مقیاس کم می‌تواند ناقل خوشحالی‌، امیدواری‌، فراوانی باشد، این رنگ بخصوص در مکان صبحانه‌خوری بسیار مناسب است‌. رنگ زرد دارای خاصیت جلب و جذب است. برای مثال همان‌گونه که علامت "مک دونالد" با رنگ زرد خود همه جا جلب توجه می‌کند.

آبی: پاک‌، سرد و نیروبخش‌. این رنگ قادر است صورت ظاهری یک اتاق را بزرگ‌تر از آن‌چه هست نشان دهد‌، ولی باید از سطح میز و غذاها دور باشد‌. آبی در ترکیب با رنگ‌های گرم ترکیب زیبایی به‌وجود می‌آورد‌.

رنگ‌های خنثی: قهوه‌ای تیره تداعی‌کننده مردانگی و قهوه‌ای روشن نشانه گرما و زنانگی است‌، قهوه‌ای قرمز مناسب و هماهنگ است با غذا. رنگ‌ها‌ی خنثی برای رو میزی مناسب می‌باشند زیرا رنگ غذا را بهتر جلوه می‌دهند. از دیگر فوائد این رنگ‌ها کار‌برد آن‌ها در انواع پرده می‌باشد، پرده‌ای به این رنگ در اماکن عمومی زیبا جلوه می‌كند.

سفید: ‌تاثیر شدید رنگ سفید زمانی است که با رنگ‌های دیگر هماهنگی ایجاد کند. برای کار‌برد در زمینه بسیار خوب عمل می‌کند اما برای دیوار ایده‌آل نیست چون درخشش آن در طولانی مدت چشم را خسته می‌کند‌. استفاده از رنگ سفید در رستوران‌های Fast Food مناسب است چون حداکثر صرفه‌جویی از زمان در این مکان‌ها بکار می‌رود، دیوارهای سفید در این‌گونه رستوران ها درخشش مناسبی پدید می‌آورد و محیط رستوران را پاکیزه جلوه می‌دهد‌. گرچه رنگ سفید برای رومیزی مرسوم شده اما کار‌برد این رنگ برای رومیزی انتخاب خوبی نمی‌باشد زیرا سفید اغلب خنثی‌کننده رنگ غذا و وسایل روی میز می‌باشد‌. رومیزی‌های سفید در رستوران‌های نور گیر درخشش زیادی ایجاد می‌کند و باعث خستگی چشم می‌شود‌.

سیاه: سیاه دارای معنی ذهنی منفی است‌. تداعی‌کننده غم است‌. اما در ترکیب مناسبی با رنگ‌های دیگر می‌تواند خیلی شیک باشد‌. سیاه با سفید خیلی هماهنگی دارد ضمن این‌که با هم تضاد دارند ترکیب کلاسیکی بوجود می‌آورند‌‌. سیاه رنگ مناسبی برای زمینه نمی‌باشد. گاهی سیاه در كنار رنگ های دیگر بسیار زیبا جلوه می كند. اگر چه استفاده زیاد آن در هر مكانی یا حتی در پوشاك در طولانی مدت باعث افسردگی می‌شود. از رنگ سیاه برای فضاهای روشن فكری مثل كافی شاپ ها می توانید استفاده كنید.


 

***************** براستی زندگی چیست ؟!**********************

زندگی یک مشکل است با آن روبرو شو.
زندگی یک معادله است موازنه کن.
زندگی یک معما است آن را حل کن.
زندگی یک تجربه است آن را مرور کن.
زندگی یک مبارزه است قبول کن.
زندگی یک کشتی است با آن دریا نوردی کن.
زندگی یک سوال است آن را جواب بده.
زندگی یک موفقیت است لذت ببر.
زندگی یک بازی است برنده و پیروز شو.
زندگی یک هدیه است آن را دریافت کن.
زندگی دعا است آن را مرتب بخوان.
زندگی درد است آن را تحمل کن.
زندگی یک دوربین است سعی کن با صورت خندان و شاد با آن روبرو بشی .
زندگی هدیه ای است که خدا در هنگام تولد به ما تقدیم می کند.
زندگی آغاز یک راه است بسوی افتخار و سربلندی، یا انحراف و سرافکندگی.
زندگی پرواز است به سوی پیشرفت و روشنایی.
زندگی جوانه زدن است به امید درختی تناور و پر از میوه.
زندگی گرچه یک آغاز است ولی پایان آن نامعلوم و رویایی است.
زندگی یعنی عشق، اراده، امید و توکل.
زندگی مانند پلی است برای نزدیک شدن به خدا.
زندگی به کوه بلندی می ماند آن را فتح کن.
زندگی برای هر انسانی آینه اخوت می باشد.
زندگی شاخه گل است آن را پرپر نکنید.
زندگی را اگر با خدا در نظر بگیری همیشه با عزت و سربلندی همراه خواهد بود.
زندگی زیبایی و لذت بردن از نعمت های الهی است.
زندگی یعنی کمک کردن و یاری دیگران در سخت ترین شرایط که برای آنان پیش می آید.
زندگی دشتی است که سبزه های آن نمایانگر زیبایی اند و دریایش نشان از عمر دارد بلندیهای آن شدائد زندگی است و سرانجام پاییزش فانی بودن این دنیا را به نمایش میگذارد.
زندگی روشن ترین تفسیر خداست.
زندگی گاهواره ای است که لالایی عشق را می سراید.
زندگی زیباست اگر زیبا ببینیم.
زندگی عینی ترین، ملموس ترین و واقعی ترین جلوه حیات است.
زندگی غزلی است که مطلعش تجربه است.
زندگی نهالی است که با صبر بار می دهد.
زندگی اندوخته ای است که زندگان قدرش نشناسند.
زندگی همان است که می اندیشی.
زندگی پازلی از ترکیب همین ثانیه هاست.
زندگی دایره ای است که به شعاع همت فرد رسم شده است.
زندگی سالی است که هزار فصل دارد.
زندگی عملی است که به توان بی نهایت تجربه می شود.
زندگی عمارتی است که سازنده اش سخت کو شانند.
زندگی بهشتی است که تو سازنده ی آنی.
زندگی نارگیلی است که پوشش سخت و درونش شیرین است.
زندگی فیلمی است که کارگردانی اش به دست ماست.
زندگی ماحصل تلاش امروز است.
زندگی فرمانروایی بر سرنوشت است.
زندگی کاشت صداقت، و برداشت موفقیت است.
زندگی لیموناد است، شیرینش را انتخاب کن.
زندگی همین ساعات شیرینی است که سریع می گذرند.
زندگی بالندگی است، پس درنگ مکن.
زندگی نتیجه ای است که از حل معمای ثانیه ها حاصل می گردد.
زندگی تمرین صبوری است.
زندگی زیباترین شاهکار حق در عرصه خلقت است.
زندگی کاشتن ثانیه هاست پس بهترین ثانیه ها را بکار.
زندگی قدر و قیمت توست، غنیمتش شمار.
زندگی عرصه کارزار است، مردانه در آن قدم بگذار.
زندگی یک تعالی به قدر همت است.
زندگی برد و باخت نیست، بردن در عین باختن است.
زندگی الهام است برای آنان که جهت زیستن برانگیخته شده اند.
زندگی بازاری است که متاعش عمر آدمی است.
زندگی ترکیبی از تنوع است، پس متنوع اش ساز.
زندگی شهد گلی است که زنبور زمانه آن را می مکد.
زندگی تئاتری است در حد واقعیت و ما بازیگران واقعی این تئاتر هستیم.
زندگی راه است، ایمان و اندیشه راهنمای آن.
زندگی تکثیر ثروتی است که نامش محبت است.

و چه زیبا :
مفهوم زندگی در نهاد خودش نهفته است، زندگی شعله شمعی است در بزم وجود، که به نسیم مژه بر هم زدنی خاموش است ...

و در آخر:
زندگی با همه ناملایمات اش دوست داشتنی است چون هدیه ای از جانب پروردگار است


*************رازهايي براي داشتن زندگي شاد*************

برای داشتن یک زندگی شاد حتما لازم نیست که شوخ طبع باشیم، حرکات موزون بکنیم و با رفتارهای جلف موجب قهقهه دیگران شویم. هنگامی که شما از یک حالت روانی متعادل برخوردار باشید آن چنان که ذهنتان در آرامش اندیشه کند و رفتارتان آرام کننده افکار خسته دیگران باشد، نوعی از لحظات شاد و متنوع را برای خود و دیگران فراهم ساخته اید. لحضاتی که عاری از هرگونه استرس، اضطراب و دلهره و نگرانی است. وقتی آدم ها بی دغدغه اوقات خود را سپری کنند راحت تر می توانند افکار خود را به سمت موضوعات شاد و سرگرم کننده سوق دهند. هنگامی که فکر و ذهن انسان درگیر مسایل استرس زا و بازدارنده می شود، ناخودآگاه در هاله ای از غم و اندوه قرار می گیرد که با دنیای شاد و متنوع در جنگ و تضاد است. برای رهایی از این حالت های ناخوشایند باید تغییراتی در رفتارمان اعمال کنیم تا افکار بازدارنده را در ذهنمان محدود و افکار شادی زا را افزایش دهد.

بخشش، ما آدم ها عادت داریم قوانینی در ذهنمان تدوین می کنیم و هرکسی از آن ها سرپیچی کرد، ناراحت می شویم و او را نمی بخشیم. ما فکر می کنیم که با نبخشیدن او را تنبیه می کنیم و موجب سرزنش و ملامت وی می شویم. اما بهتر است بدانیم با نبخشیدن دیگران، بیشترین فشار روانی را به خود وارد می کنیم نه به او، زیرا تا زمانی که به این موضوع خاتمه نداده ایم ذهن ما همین طور درگیر آن موضوع ناراحت کننده است و مدام آن اتفاق را مرور می کند و موجب رنجش خود می گردد. با دیدن فرد مورد نظر دچار استرس می شویم و تمام رفتارهای او برای ما آزار دهنده و تحریک کننده می شود. حتی بعضی مواقع بی جهت از دیگران دلخور می شویم که چرا به او محبت یا مدارا کرده اند. علاوه بر این هنوز معلوم نیست که فرد مورد نظر از این که ما از او دلخور و ناراحتیم و او را نبخشیده ایم نادم و پشیمان است یانه؟! به هر حال چه پشیمان باشد چه نباشد ما با نبخشیدن دیگران موجب کش دادن موضوع می شویم که این امر بیش از هر چیزی به خود ما ضربه می زند و باعث دور شدن از لحظات شاد و سرزنده می شود.

محبت، ما به دیگران محبت می کنیم تا به آن ها ثابت کنیم دوستشان داریم، محبت ما موجب خوشحالی آن ها می شود که در نتیجه خوشحالی آن ها ما هم احساس رضایت و خرسندی می کنیم. به همین ترتیب لحضات شاد و زیبایی برای ما و شخصی که مورد محبت ما قرار گرفته است رقم می خورد. هرچه محبت و مهربانی ما به دیگران بیشتر باشد تاثیرشان در شادزیستن ما بیشتر است. یادمان باشد که محبت به دیگران همیشه حس خوشایندی را در ما بوجود می آورد.

عدم بدگویی، بد گفتن از دیگران ذهن را در حالت دفاعی قرار می دهد و موجب درگیری ذهنی ما با خودمان می شود. در واقع با بدگویی از دیگران، مجددا رفتار ناراحت کننده او را در ذهن تکرار می کنیم و موجب عصبانیت و آزار خود می شویم. بهتر است رفتارها و اتفاق های بد را در همان لحظه تولدشان، از بین ببریم و نگذاریم تا با افزایش طول عمرشان بیشتر باعث ناراحتی و خشم ما شوند.

از رنج به فلاکت نرسیم، درد و رنج به انسان تحمیل می شود ولی فلاکت را خود او انتخاب می کند!

بعضی از اتفاقات در زندگی غیرقابل کنترل است مانند مرگ، بلایای طبیعی و بیماری. احتمال این که هرکدام از این اتفاقات در زندگی ما رخ دهد کم نیست و هرلحظه امکان وقوع آن وجود دارد، اما چگونگی پذیرفتن آن ها موضوعی است که بین آدم های مختلف متفاوت است و نتایج سرنوشت سازی را در پی دارد.

وقتی در شهری زلزله می آید و یک نفر تمام اعضای خانواده اش را از دست می دهد و تنها خودش زنده می ماند، راه های متفاوتی برای ادامه زندگی اش پیش رو دارد. می تواند تا آخر عمر یک گوشه بنشیند و به گریه و زاری بپردازد و روز به روز خود را بدبخت تر کند. می تواند خودکشی کند و به زندگی خود خاتمه دهد. می تواند در غم از دست دادن عزیزان خود را مجنون کند و آواره کوچه و بیابان نماید یا می تواند غم و غصه از دست دادن عزیزان را به این دلیل که دیگر کاری از او ساخته نیست، رها کند و با تمام قوا به ادامه زندگی خود بپردازد و با این کار موجب خوشبختی و خود و افتخار از دست رفتگان شود. در واقع به جای اینکه از مشکل پیش آمده خود را به فلاکت و بدبختی برساند، آن را رها کرده و برای بقا و تداوم خوشبختی خود تلاش می کند.

دوست داشتن خود، قبل از اینکه از دیگران توقع داشته باشیم ما را دوست بدارند، خودمان، دوستدار خود باشیم. خیلی ها از این که خود را دوست بدارند احساس رضایت نمی کنند اما تا ما خودمان را باور نکنیم و نپذیریم، نمی توانیم ذهن پویایی داشته باشیم که موجب دلربایی دیگران شود. باید هرچه هستیم را بپذیریم چه خوب چه بد، برای خوب بودن همیشه می شود تلاش کرد و مهم این است که خودمان را دوست داشته باشیم تا برای خوب بودنمان تلاش کنیم. نقص های خود را ببخشیم و بدانیم که دیگران هم به گونه ای خودکار آن ها را نادیده می گیرند. همان طور که دیگران هم کاستی هایی دارند و برای ما خیلی ناراحت کننده نیستند، پس بهتر است با خود آشتی کنیم و به جای شرم و تاسف از آن چه نتوانسته ایم، برای رسیدن به آن تا آخرین توان تلاش کنیم.

با افکار و سخنان بیهوده موجب آزار خود و دیگران نشویم، سخنانی که موجب تنش و استرس می شود گفتنشان روا نیست. بهتر است هر مطلب و گله و شکایتی را به زبان نیاوریم. کمی گذشت در چنین مواقعی باعث جلوگیری از جروبحث های بیهوده و اوقات تلخی های کسل کننده می شود.

با کودکان بازی کنیم، رفتن به دنیای کودکان خالی از لطف نیست. یادآوری دوران کودکی لحظات زیبای را برای آدم ها رقم می زند، ضمن این که دنیای کودکان دنیای شاد و زیبایی است و بد نیست گاه گاهی به آن جا سری بزنیم.

به اميد روزهاي شاد شاد براي شما (شركت سيمان سپاهان ) 

 

   
Skip Navigation Links
  

 
www.sepahansaham.com

 

 

 

 
 Sepahan Cement Co... 56936 : تعداد بازدیدها 1 : تعداد کاربران حاضر Powered By Iricom ICT Group